|
سلام ممنون از نظر خواهیتون امروزم مثل همیشه سعی کردم مثل های آذری رو با تفکیک کلمات و معانیشون در اختیارتون بگذارم.بازم ممنونم آبروسين آليب وئريب الينه ترجمه: آبرويش را گرفته داده دست اش مفهوم: با كلماتي كوبنده و لحن توهين آميزي پرخاش كرده اشت. كلمات جديد: آليب : گرفته ، وئريب : داده ، ال : دست آبروني آتيب ، حياني بئلينه باغلاييب ترجمه: آبرو را دور انداخته ، حيا را هم به كمرش بسته است. مفهوم: در وجود او اثري از حجب و حيا ديده نمي شود. كلمات جديد: آتيب : دور انداخته ، بئل : كمر ، باغلاماق : بستن ، باغلاييب : بسته است (او) آت آت ايله دوگوشنده ، آرادا اششه گين قيئچي سينار ترجمه: وقتي اسب با اسب درگير مي شود در اين ميان پاي خر مي شكند. مفهوم: ضرر و زيان مبارزه ي قدرتمندان نصيب ضعفامي شود. كلمات جديد: آت : اسب ، دوگوشماق : درگير شدن ، اششه: خر، قيئچ : پا ، سينماق: شكستن آتا اوغولا باغين قييدي ، اوغول آتايا سالخيمين قيمادي! ترجمه: به طنز و ريشخند:پدر از بخشيدن باغ اش به پسر دريغ نورزيد ، فرزند از بخشيدن خوشه اي انگور به پدر مضايقه كرد! مفهوم: بزرگي و بي منت بودن كمك پدر و مادر را مي رساند. كلمات جديد: آتا : پدر ، آنا : مادر ، اوغول : پسر ، قيز : دختر ، قييماق : دريغ نورزيدن ، سالخيم: خوشه آتا اولمايان آتا قدرين، آنا اولمايان آنا قدرين بيلمز ترجمه: كسي كه پدر نشده قدر پدر ، كسي كه مادر نشده قدر مادر را نمي داند. مفهوم: فرزندان تا موقعي كه خود داراي فرزند نشده اند، احساس والدين را درباره ي خود نمي توانند درك كنند. كلمات جديد: اولماق: به موقعيتي رسيدن مثلا پدر شدن ، بيلماق: فهميدن آتانين دعاسي ، آنانين ناله سي ترجمه: دعاي پدر ، ناله ي مادر . مفهوم: دعاي پدر و ناله ي مادر اثر قطعي دارد. آتا توكدوگون ، بالا ييغيشديرار. ترجمه: آنچه را كه پدر ريخته است ، فرزند جمع آوري مي كند. مفهوم: فرزندي است كه در اخلاق و رفتار به پدرش رفته است. كلمات جديد: توكماق : ريختن، بالا : فرزند ، ييغيشديرماق : جمع آوري كردن آتيلان اوخ ، بيرده قئييت ماز ترجمه:تير در رفته (از كمان) دوباره بر نمي گردد. مفهوم : در سخن گفتن احتياط كن ، حرفي كه از دهان ات در آمد تاثير خود را بجاي مي گذارد. كلمات جديد: آتيلماق : پريدن ، اوخ : تير ، بيرده : دوباره ، قئييتماق : برگشتن آج دان چورك اوممازلار ترجمه: از آدم گرسنه نان تمنا نمي كنند. مفهوم: از شخص نيازمند اميد برآوردن نيازي نمي توان داشت. كلمات جديد: آج: گرسنه ، چورك : نان، اوم : تمنا آخشامين آيازي ، ايكيندي دن بيلينر ترجمه:صافي هواي شب از هنگام عصر معلوم مي شود. مفهوم: ثمره ي هر كاري را از لوازم و مقدمات آن مي توان حدس زد. كلمات جديد: آخشام: شب ، آياز : صاف ، ايكيندي : عصر ، بيلينر: معلوم مي شود آرابانين قاباخ چرخي كئچن ئيردن ، دالي چرخي ده كئچر ترجمه: از جائي كه چرخ جلوي ارابه بگذرد ، چرخ عقبي آن هم مي گذرد. مفهوم: برطرف شدن مشكلات موجود را را براي رفع مشكلات بعدي هموار مي كند. كلمات جديد: آرابا: ارابه ، قاباخ : جلو ، كئچماق : گذشتن، رد شدن ، ئير : جا، مكان ، دالي : عقب + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 13:28 توسط آیلین کیانی |
سلام شب آرزوهاتون مبارك اميدوارم تك تك آرزوهاتون جاداره كه يه لطيفه ادبي در مورد آرزو بنويسم كه مطمئنا همه گيتون حالتون بهم ميخوره و آرزو مي كنم در اين حين پشت سيستمتون نباشين چون همه جا رو به گند مي كشين اينم آرزوي من... جونم واستون بگه يه روز يه (...) يه چراغ جادو پيدا مي كنه دستشو مي كشه روش غول چراغ از توش مياد بيرون به طرف مي گه يه آرزو بكن طرف ميگه : آقا يه نوشابه خنك و تگرگي بده بياد كه هيچ وقت تموم نشه؟ غوله آرزوشو برآورده ميكنه بعد ميگه يه آرزوي ديگه بكن طرف ميگه : دستت درد نكنه خيلي حال داد يكي يه دونه نوشابه خنك ديگه بده!!!!!!!!!!!!!!!!! حالتون بهم خورد ؟ راستي امروز شعر حيدرباباي خودمونو به فارسي نوشتم البته خودم نه ها؟از يه جايي نوشتم اميدوارم غلطهاي نگارشيشو به بزرگوارييه خودتون ببخشين. حيدربابا حيدربابا ايلديريملار شاخاندا حيدربابا به گه جهشهاي رعدوبرق سئل لر سولار شاققيلدييب آخاندا كه امواج سيل غرد و كوبد به صخره فرق قيزلار اونا صف باغلييب باخاندا دوشيزگان شوند به صف در نظاره غرق سلام اولسون شوكتوزه ائلوزه از من درود باد به شان و كيانتان منيمده بير آديم گلسين ديلوزه باشد كه نام من گذرد بر زبانتان حيدربابا كهليك لرون اوچاندا هنگام پركشيدن كبكان برآسمان كول ديبينن دوشان قالخيب قاچاندا از بيخ بته جستن خرگوش رم كنان باخچالارون چيچك لنيب آچاندا گاه شكفتن گل و گلخند بوستان بيزدنده بير ممكن اولسا ياد ائله گر باشد مجال دمي ياد ما كن آچيلمين اوركلري شاد ائله شادي نثار اين دل ناشاد ما كن بايرام يئلي چارداخلاري ييخاندا از باد نوبهار كپرها نگون شود نوروز گلي قار چيچگي چيخاندا وقتي گل يخ و گل نوروزبشکفد آغ بولوت لار كوينك لرين سيخاندا ابر سفيد پيرهن خويش بفشرد بيزدنده بير ياد ائليين ساغ اولسون آن كو به ياد ماست سلامت بود به جان دردلريميز قوي ديگلسين داغ اولسون آلام ما چو كوه كشد سر بر آسمان حيدربابا گون دالوي داغلاسين پشتت به پشتگرمي خورشيد گرم باد اوزون گولسون بولاخ لارون آغلاسين همواره چشمه هاي تو گريان رخ تو شاد اوشاخ لارون بيردسته گول باغلاسين نوباوگان چو دسته گل كو كنند ياد يئل گلنده وئرگتيرسين بويانا بسپار بر نسيم كه آهنگ ما كند بلكه منيم ياتميش بختيم اويانا شايد كه بخت خفته ما ديده واكند حيدربابا شيطان بيزي آزديريب شيطان چوخلق راهمه ازراه بره است محبتي اوركلردن قازديريب مهر و وفا زلوحه دلها سترده است قره گونون سرنوشتين يازديريب غمنامه حيات ازاو مهر خورده است ساليب خلقي بيربيرينين جانينا دائم از او به بند بود پاي آشتي باريشيغي بلشديريب قانينا در خون تپد كبوتر زيباي آشتي شب آرزوهاتون خوش + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 21:18 توسط آیلین کیانی |
نمی دانم نمی دانم این کلمه ای است که هرگز علت بوجود آمدنش را نمی دانم . نمی دانم چرا دلم احساس دلتنگ شدن و کوچک و کوچک شدن می کند. می خواهم از چیزهای خوب دنیا بنویسم اما نمی توانم وقتی این همه چیزهای بد مثل یک ابر جلوی زیبایی ها را پوشانده چگونه می توان نوشت؟؟؟ می خواهم از زندگی بنویسم از پیچ و خم های آن از بالا و پائین های آن... می خواهم از حیات بنویسم از به وجود آمدن من تا به وجود آمدن کوچکترین موجود جهان... می خواهم از مرگ بنویسم از خاک شدن جسم در طی چهل روز... می خواهم از زیبایی بنویسم از چشمهایی که همیشه جستجو گر این زیبایی ها بودند... می خواهم از آسمان بنویسم که هر چه دارد و ندارد تنها و تنها در چهره اش می توان یافت... می خواهم از قدرت بنویسم که هر چقدر بیشتر می شود حرص و طمع همهمراه با آن سیر صعودی پیدا می کند... می خواهم از عشق بنویسم عشق به وطن عشق به پدر و مادر عشق به فرزند و عشق به یک دوست و... می خواهم از بهشت بنویسم از جایی که همه ما در ذهن خام خود گوشه ای از آن را از آن خود می پنداریم... می خواهم از جهنم بنویسم از جایی که شاید لایق ماست... می خواهم از خدا بنویسم از همانی که به من فرصت بودن داد فرصت زندگی فرصت حیات فرصت لذت بردن از زیبایی و آسمان فرصت فکر کردن به مرگ فرصت داشتن قدرت فرصت عشق ورزیدن فرصت انتخاب بهشت یا جهنم ... اما من هرگز و هرگز به این چیزها فرصت فکر کردن نداشتم پس ای خدای من کمکم کن برای همه چیز کمکم کن. بنده کوچک تو آیلین + نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386 11:23 توسط آیلین کیانی |
سلام همیشه این سوال تو ذهنم تداعی می کرده که چرا ما آدما بعضی اوقات اونقدر از دنیا سیر می شیم که مردن رو به موندن ترجیح می دیم(این به معنی اینه که می خواییم از دست غمامون فرارکنیم و به یه جای خالی از غم پا بذاریم؟) اما به نظر من اونهایی از این زندگی سیر شدن که معنی بودن و زیستن و خوشبختی رو نمی دونن. آخه چرا؟ اون چشمایی که می شه از برق خنده ها پر بشه چرا باید پر اشک بشه؟چرا؟کاش ما ادما می تونستیم به جای اینکه تمام اوقات تو فکر بعضی ها باشیم یه ذره فقط یه ذره به خدا فکر کنیم چون تنها و تنها اونه که واسمون بهترینه ، تنها و تنها اونه که می تونه آروممون کنه ، تنها و تنها اونه که بدون توقع همیشه به فکر ماست... وقتی بدون گناه محاکمه می شی وقتی حتی خورشيدم نورش را ازت دريغ می کنه وقتی چشمات ديگه اشکی برای ريختن نداره وقتی بغض گلوت هم بهت رحم نمی کنه و می ترکه وقتی کسی نيست دستت را بگيره و بلندت کنه وقتی حتی از ستاره هام بيزار می شی وقتی خودت را تو اينه کدر می بينی وقتی سکوت دلت را می سوزونه وقتی محتاج يک نگاه حتی گذرا می نشينی وقتی اسارت بند بند وجودت را گرفته وقتی انديشه حتی انديشه مجوز بيان نمی گيره وقتی دوستت دارم ها بوی نفرت می گيره وقتی همه روزنه ها را سايه مرگ می گيره وقتی يک قدم تا سقوط فاصله داری وقتی عکس خاطره هات خاک می خوره وقتی حس شقايق پرپر می شه وقتی رنگ سال رنگ دروغ و نيرنگ می شه وقتی عزيزترينهات دشمن های خونيت می شن وقتی چهره معشوق را از ياد می بری وقتی ارزوهات محو می شن وقتی فکر می کنی انجاست که بايد بگی می خوام بميرم نه نبايد بگی بايد بگی خدای من خدای من با تمام وجود دوستت دارم امیدوارم همه غمهای زندگی جرات داخل شدن به زندگیتون رو نداشته باشن. + نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386 14:49 توسط آیلین کیانی |
سلام صبح بخیر آخه یکی نیست به من بگه تو کهحالتخش نیست از واجباته که صبح به این زودی وبلاگتو به روز کنی؟ مردم آسایش دارن؟؟؟؟؟ وای امروز حالم خیلی خیلی بده بد بد بد چون که امتحانمو خیلی بد دادم خدا رحم کنه دوستان همگی دست به دعا باشین .شاید خدا به حرف شما وبلاگ نویسا گوش بده می دونین چیه من فکر میکنم ما خودمون هستیم که باعث همچین افتضاحاتی می شیم نظر شما چیه ؟ آخه بچه تو که درست وحسابی درس نخوندی انتظار داری نمره اول کلاس رو بگیری؟ ها ؟والله چی بگم من قبلا ها از این کار ها می کردم ولی معمولا نمره خوب می گرفتم نمی دونم چی شده شاید سیم شانسمون تو اون دنیا سوخته شاید!!! خب حالا مخور غم گذشته گذشته ها گذشته به فکر آینده باش گذشته بر نگشته. اینم نکته اخلاقی دوستان همتون رو دوست دارم - دوست دارم شما هم منو دوست بدارین خب دیگه فعلا رفع زحمت کنیم خداحافظ تا برنامه دیگر + نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386 8:33 توسط آیلین کیانی |
سلام امروز یه چیزهایی دارم واستون که اگه نخونین از دستتون رفته ولی خواهش می کنم بدون نظر نرین لطفا ! هر کی نیگا کنه و نظر نده خیلی نامرده شایدم نازنه آره جونم واسطون بگه چندتا عبارت ترکی که تو زبون ما ترکا بیشتر استفاده می شه رو واستون آماده کردم امیدوارم زنبیل بیارین فیض شو ببرین البته قابل شما رو نداره ها . آتالار سوزو و مثل لریمیزه گلدیکده دیل سوزونون اوزللیکه ایشلنمه سی گوزه چارپیر .قیسا و ییغجام عبارتلرده سویله نن بوحکمتلی درین دوشونجه لی ومین ایللر بویو سینانمیش و ائل لر آراسیندا یئرلی یاتاقلی دیللره گزیب بو گونوموزه گلیب چاتان سوزلر عبارتدی:
دیل اوره گین آچاری دیر : ترجمه: زبان آچار دل است. آدامین دیلی ایله اورهگی بیر اولسون گرک: ترجمه:دل و زبان انسان باید یکی باشد. شیرین دیل ایلانی یوواسیندان چیخاردار: ترجمه:زبان خوش مار را از لانه بیرون می کشد. قیلینج یاراسی ساغالار دیل یاراسی ساغالماز: ترجمه:زخم معمولی خوب می شود ولی زخم زبان نه. دیل یانیلار دوغروسونو دئیر: ترجمه:زبان می چرخد و حقیقت را می گوید. لالین دیلینی آناسی بیلر: ترجمه:زبان فرد لال را مادرش می فهمد. غریبین بوینو اوزون اولار دیلی قیسا: ترجمه:گردن فرد غریب دراز است ولی زبانش کوتاه. آدامی دیل ایله حئیوانی ایپ ایله: ترجمه:انسان را با زبان و حیوان را با طناب. دیل باشی ساخلار: ترجمه:زبان سر را نگاه می دارد. دیل باشی گودازا وئرر: ترجمه:زبان سر را به باد می دهد. دیل کی وار اتدن دیر هارا دوندرسن دونر: ترجمه:زبانی که داری از گوشت است و به هر جا که بخواهی می چرخد. دیل ایله اولان زور ایله اولماز: ترجمه:هر که با زبان صحبت کند کاری به زور ندارد. دیلینده اود اولانین هر نه یی آجی اولار: ترجمه:کسی که زبانش مثل آتش می سوزاند همه چیزش تلخ است. دیلینی ساخلایان باشینی ساخلار: ترجمه:هر که زبانش را نگه دارد سالم می ماند. دیلده بیر سئی دئییب اورکده باشقاسینی توتما: ترجمه: به زبان چیزی را میگویی و مخالف آنرا انجام می دهی. بورج وئره نین دیلی اوزون اولار: ترجمه:زبان قرض دهنده همیشه دراز است. امیدوارم زنبیلاتون پر فیض شده باشه؟ خب دیگه با اجازه تون درودو دو صد بدرود(نظر یادتون نره خواهش می کنم
+ نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386 12:4 توسط آیلین کیانی |
|