|
سلام امیدوارم که در همه پستی و بلندی های روزگار از پا نیفتین و همیشه موفق باشین. نمی دونم مطلبمو چه طوری شروع کنم راستش وقتی کارهای روزانه مو انجام می دم خیلی از حرفا به ذهنم می رسه که همش به خودم میگم حتما این مطلبو تو وبلاگم می نویسم اما وقتی شروع به نوشتن می کنم همشون از ذهنم پاک میشن ، اما امروز از صبح یه مطلب تو ذهنمه که اگه هزار بارم نوشته شده باشه هنوز نو و تازه ست. دلم یه جوریه ، هوا گرفته و حس دلتنگی به آدم دست میده همیشه ماههای محرم آسمون این شکلیه اما امسال محرم یه جور دیگه ای بود سرما امون همه رو بریده بود اگه چند درجه هم سردتر می شد خیلی از مردم دیگه تا عاشورا و تاسوعا زنده نبودن شاید دل آره داشتم می گفتم : خیلی از اون کسایی که پارسال با ما بودن دیگه بین ما نیستن، شاید با به یاد آوردن عزیزهایی که ازدست دادیم بشه حداقل یه کمی ازحال دلم می خواد از وقتی تو تلویزیون و مراسم عزاداری به مردم نیگا می کنم حداقل نصف بیشتر مردم دارن گریه می کنن از خودم بدم میاد آخه چرا اشک من در نمیاد؟ اینا واسه چی گریه می کنن که من نمی تونم؟ همه ما منظورم بچه های این دوره و زمونه ست فقط از پدرا و مادرامون یاد گرفتیم که باید واسه الهی آمین... + نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 14:1 توسط آیلین کیانی |
سوکوت کولو توو- تله سیک سوکوت کولون شله له ییر گئری دونور سوکوتلاری بیره ر- بیره ر باخچالارا شیتیل ویریر شیتیل لره دولاب - دولاب بولودلاردان سو ایچدیریر تنیک لری کورپه کیمی آچیر، بلیر قارا بولود دایانمادان اله ییندن یاغیش الیر یئل ترپه دیر گوی آغلاییر سوکوت کولو یئرین سئویر کوک باغلاییر. + نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 13:52 توسط آیلین کیانی
سلام از همین اول کار می خوام برم سر اصل مطلب: امروز دیگه تصمیممو گرفتم می خوام هر چند وقت یه بار چند تا شعر یا دکلمه یا حرفهای ترکی تو وبلاگم بنویسم ولی بیشتر فضای وبلاگمو می خوام اختصاص بدم به کارهای روزمره خودم یا بهتر بگم اتفاقات زندگیم چون به نظرم این بهترین کارییه که می شه کرد تا نه سیخ بسوزه نه کباب راستی از همه کسایی که اومدن و بهم کمک کردن تا بهترین تصمیم ممکن رو بگیرم خیلی خیلی ممنونم. خب دیگه شروع می کنم: از شنبه آینده امتحانهای پایان ترمم به صورت جدی و بدون هیچ شوخی ای شروع می شن و یه هفته فرجه داشتم تا ازش استفاده کنم اما من بیچاره که وقت نمی کنم این روزا هم که سرمای شدید حکم فرماست بنده هم از این سرما بی نسیب نموندم و یه کمی ازش خوردم بگذریم حالا موندم چه جوری تو اینفرصت باقی مونده یه کمی درس بخونم؟ البته نباید از اون شبهای امتحان گذشت که با خمیازه شروع می شه و با خروپف تموم میشه که سرنوشت ما بچه درسخونا تو این شبها رقم می خوره!!!!! خب بازم ممنون از شما دوستهای عزیز که اومدین دوستتون دارم فعلا تابعد + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 9:38 توسط آیلین کیانی |
سلام: چند روزیه که نمیدونم می خوام مطالبمو عوض کنم می خوام از زندگیم بنویسم تا وقتی که پیر شدم با خوندن حرفام یاد این روزا بیفتم.نمیدونم کار عاقلانه ای می کنم یا نه؟ اما ۵۵٪ تصمیممو گرفتم خدا رو چه دیدین شایدم اون ۴۵٪ تصمیممو عملی کردم و به همین راه ادامه دادم.هنوز تصمیم نگرفتم. تقریبا چند وقتیه که حال و حوصله ی آپ کردن ندارم راستی چه جوونای این دوره و زمونه اینقدر کسل و بی حوصله هستن مثلا یکی شون من البته اگه به سن جوونی رسیده باشم. من می خوام خودم باشم خودم و خودم از خدا می خوام فعلا تا بعد
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 12:19 توسط آیلین کیانی |
|