|
سلام اين سلام از اون سلامهاي قبلي نيست امروز مي خوام از قالب يه انسان كنج نشين و تنها بيرون بيام ، امروز مي خوام با صداي بلند فرياد بزنم طوري كه از سطر سطر مطالبم صداي فريادم شنيده بشه مي خوام خودمو باور كنم ، مي خوام خودم باشم ، مي خوام از اينكه با ناراحت بودنم هم خودم و هم بقيه رو ناراحت مي كردم دست بكشم چون هر چقدر گشتم دليلي واسه ناراحت بودنم پيدا نكردم، خلاصه مي خوام يه تغيير درست و حسابي بدم. اين جرقه وقتي تو ذهنم زده شد كه به همه چي دقيق شدم ، به حرفاي شما دوستاي گلم فكر كردم ، به اين كه مگه من چه كمبودي دارم؟ خلاصه خيلي خيلي فكر كردم راستش چند روز بود كه خيلي منگ بودم نمي دونستم تا حالا اصلا خودمو شناختم يا نه؟ همش تو شك و ترديد بودم كه خدايا كدوم كار من درسته كدومش نادرست؟يعني كلا فيلسوف شده بودم ديگه!!!! نمي دونم تا حالا تو وبلاگا گشت زدين؟ اگه توجه كرده باشين بيشتر وبلاگا در مورد تنهايي و شكست عشقيه و ... ولي كدوم يك از ما تا حالا عميقا به خودمون فكر كرديم؟همه فقط خواستيم يه جورايي خودمونوخالي كنيم غافل از اينكه با اين كارمون بيشتر تو باتلاق تنهايي فرو ميريم منم تو اين مدت كم اسير اين باتلاق شده بودم ولي تازه فهميدم كه اين راهش نيست. يا اينكه خواستيم با اين كارامون يه جورايي جلب توجه بكنيم ولي چرا با آه و ناله و گله و شكايت ؟ مي تونيم خودمونو با چيزهاي ديگه اي نشون بديم مگه نه؟ نهايتا بعد از كلي فكر كردن و جمع بندي همه ي افكارام منتظر آپهاي بعديم باشين لبخند يادتون نره گلهاي من در پناه حق + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 11:52 توسط آیلین کیانی |
|